تبليغاتX
del shekaste

del shekaste



 
 عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است که مجبوري آخرش را با جدايي به سرانجام برساني عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس زندگي است عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 14:57 توسط helen |

 

تو به رسم بی وفــا ها ، دلمو شکستی راحــت

 

ولی من نفرین نکردم ، واستم دعــا مــی کردم  

   

تنها  بودم و من امّا ، تـو رو تنهـا  نمـی ذاشتم

 

من غرورمو شکستم ، تو دلم رو می شکونــدی 

   

تو دلم زار میزدم من ، ولی اشکامــو ندیــدی

 

اولش با مهربونیت ، دلمـــو به چنـــگ اُوردی

    

امّا وقتی که می رفتی دلو با خـــودت نبـردی

 

رفتی و تنهام گذاشتی ، اولش گریه کار من شـد 

    

توی این قسمت بازی غصه تنها یار من شـــد

 

روزگار صفحش ورق خُرد ، اومده اون روی سکـه 

   

قسمت دوم بازی : تـو شـــدی همـدم غصــه

 

حالا که همه گذاشتن تـو رو تنها تـــوی قصـه  

   

اومدی سراغ من باز ، ولی این دفعه با گریـــه

 

امّا من دیگه نه اونم که واست دعـا بـخـونـــم  

  

واسه قلـب تـو بسوزم ، پــای عشق  تو بمونم

 

دیگه واژه ای نمونده ، واسه از تو شعر سـرودن 

    

دیگه هیچ دلی نمونده ، واسه بخشش و گذشتن

 

دیگه دیره واسه گریـه ، اومــده آخــر بـــازی 

   

من بــرنده شدم و تو مثل یک بـازنـده باختی

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 9:2 توسط helen |

frtnt-1000

parsir.com

بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد >

webloger site

> >